الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

294

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

و بجيلة « 1 » نقل مىكنند : هنگامى كه از مكه برمىگشتيم ، همراه زهير بن قين بجلى « 2 » بوديم و ما هم از پى كاروان امام حسين مىآمديم و بسيار ناخوش داشتيم كه با ايشان يك جا فرود آييم و هر گاه او در جايى فرود مىآمد ما جاى ديگرى فرود مىآمديم . روزى در حالى كه نشسته بوديم و غذا مىخورديم ، ناگاه فرستادهء امام حسين آمد و سلام داد و وارد شد و گفت : اى زهير ! امام حسين مرا پيش تو فرستاده است تا خدمت ايشان بيايى . ما همگى آنچه در دست داشتيم كنار گذاشتيم و چنان بىحركت و خاموش مانديم كه گويى بر سر ما مرغ نشسته است . همسر زهير گفت : سبحان الله ، پسر رسول خدا كسى پيش تو مىفرستد و تو به حضورش نمىروى ؟ برو ، سخن ايشان را بشنو و برگرد . زهير به حضور ايشان رفت و چيزى نگذشت كه باز آمد . بسيار شاد بود و چهره‌اش مىدرخشيد و دستور داد خيمه‌اش را كندند و به كنار خيمه‌هاى امام بردند و به همسرش گفت : تو آزادى ، پيش خانوادهء خود برو كه من نمىخواهم چيزى جز خير و نيكى به تو برسد و سپس به ياران خود گفت : هر كس از شما مىخواهد از من پيروى كند با من بيايد و گر نه اين آخرين ديدار ماست ، و براى شما حديثى بگويم كه ما در يكى از جنگهاى دريايى شركت كرديم . خداوند فتح و پيروزى نصيب ما فرمود و غنايمى به دست آورديم . سلمان فارسى كه خداوند از او خشنود باد ، به ما گفت : آيا از اينكه خداوند به شما فتح و غنيمت عنايت فرمود شاد شديد ؟ گفتيم : آرى . گفت : هر گاه به سرور جوانان آل محمد برسيد و همراه آنان جنگ كنيد به مراتب شادتر از اين فتح و غنيمت خواهيد شد . و من همهء شما را به خداوند مىسپرم . گفتند : به خدا سوگند زهير همواره همراه ياران امام حسين ( ع ) بود تا به شهادت رسيد ، رحمت خداوند بر او باد . ( 1 ) و چون خبر كشته شدن مسلم بن عقيل و هانى بن عروه به امام حسين ( ع ) رسيد ، مكرر انا لله و انا اليه راجعون گفت و براى ايشان از پيشگاه خداوند طلب رحمت فرمود . به امام حسين ( ع ) گفته شد : شما را به خدا سوگند مىدهيم كه در مورد حفظ

--> ( 1 ) . براى اطلاع بيشتر از قبيلهء بجيله به صفحهء 388 و از قبيله فزاره به صفحهء 481 جمهرة انساب العرب ، ابن حزم ، چاپ عبد السلام محمد هارون و فهارس آن كتاب مراجعه شود . م . ( 2 ) . جناب زهير از سران و بزرگان قبيلهء بجيله است و نامش در جمهرة انساب العرب ، ص 388 ، آمده است . م .